حمد الله مستوفي قزويني

45

تاريخ گزيده

حزقيل ابن بوزى ، از نسل لاوى بن يعقوب ، دعوت دين موسى كرد . قومش او را تكذيب كردند و بدعاى او همه بطاعون بمردند و هم بدعاى او باز زنده شدند و او را بپذيرفتند . گويند اكنون از آن جهودان كه از نسل ايشاناند بوى مردگان آيد و بعضى مورخان او را ذى الكفل گويند و بعضى گويند حزقيل پيش از داود بود و ذى الكفل بعد ازو بود و قول دوم درستتر مىنمايد . فينحاص ابن [ يامين ] [ 1 ] بن فينحاص بن عيزار بن هارون ، اخ موسى . و گويند نام او به عربى خضرست و خضر كه آب حيوان دريافت او بوده اما اين روايت سقيم است ، جهت آنكه خضر از بنى اسرائيل نبود و فينحاص از بنى اسرائيل است . اما اين خضر برادر الياس است . الياس ابن [ يامين ] [ 1 ] بن فينحاص بن عيزار بن هارون اخ موسى . خداى تعالى او را رسالت داد و باهل شهرى فرستاد كه بتپرست بودند و بتى داشتند كه نام آن بعل بود . الياس ايشان را دعوت كرد . اجابت نمىكردند . الياس در حق ايشان دعا كرد . سه سال بارندگى نيامد . قحط خاست و مردم بسيار بمردند . آن قوم برو ايمان آورند . او دعا كرد تا باران آمد . ديگر بار بتپرست شدند . الياس از ايشان ملول شد و [ عزلت ] [ 2 ] اختيار كرد و اليسع را وصى گردانيد . مقام الياس بيشتر در بيابانها بود . اليسع ابن اخطوب از نسل افرايم بن يوسف . چون الياس از آن شهر برفت ، خداى تعالى اليسع را پيغمبرى داد و مدتى در ميان بنى اسرائيل بود . پس در گذشت . بعد ازو تا چند قرن در ميان بنى اسرائيل پيغمبر نبود . علما ايشان را رهنمونى كردندى . ايشان مسموع نمىداشتند و اكثر از دين [ موسى ] [ 3 ] برگشتند . ايشان را تابوتى از آهن

--> [ 1 ] - طبرى : ياسين جلد اول ص 325 ، ك ، ر : [ قصى ] [ 2 ] - ك : [ غربت ] ، ر ، ف : [ عزيمت ] [ 3 ] - فقط در ، ك ، ر